چرخش کیهانی

به نام خدا

مقاله از کتاب«شبکه شعورکیهانی»

تالیف: محمد علی طاهری

اصول فرضی کلی حاکم بر کیهان

با توجه به مبحث شعور، اگاهی و دیدی که از این دیدگاه به دست آمده، مقدمه«کیهان شناسی شعوری» را به با توجه به فرضیاتی که در ادامه می آید، توضیح داده می شود(این فرضیات با توجه به شناخت کیفی هستی، مطرح می شود و متکی به تحقیقات میدانی نبوده و فقط در حد فرضیه مورد بحث و بررسی قرار می گیرد و در مجلدی جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت):

اصل حرکت- از آن جا که بنیاد کیهان بر اساس حرکت پایه گذاشته شده، بنابراین:

چرخش و محور چرخش(اسپین)، رقص محوری، انواع حرکات پیدا و پنهان که در هر ذره قابل شمارش نیست( برای مثال: ماه دارای بیش از هشتاد نوع حرکت می باشد و در این صورت زمین هم باید در مقابل آن از چنین تنوعی از حرکت برخوردارباشد). بنابراین، در کیهان چیزی که فاقد این خصوصیت باشد وجود ندارد. در نتیجه، کیهان نیز باید دارای چرخش و حرکت های پیچیده چرخشی باشد و امکان این که خود کیهان در مجموع فاقد حرکت در محورهای مختلف باشد، بسیار بعید است. علت این موضوع این است که از این دیدگاه، حرکت در هیچ جهتی نمی تواند تبدیل به سکون شود. زیرا برای کیهان سکون در هر جهتی به معنای مرگ است. ولیکن برخی از حرکت ها و محور آن برای انسان به عنوان ناظر ظاهری مشخص تر است. برای مثال: در مورد حرکات زمین در فضا، فقط حرکت های وضعی و انتقالی آن شناخته شده است و حرکت آن به صورت رقص محوری و حرکت موجی آن در حین این حرکت مطابق(شکل- ۳۱)، کمتر شاخته شده و یا حرکت آن در که یکشان راه شیری و یا حرکت که یکشان راه شیری در فضا و … که در نهایت زمین همه این حرکت ها را به طور هم زمان داراست که در همه محور های آن پیاده می شود.

برای هر جرم سماوی حرکات زیادی وجود دارد که بعضی از آن ها بسیار نامحسوس است. زیرا، برخی از این حرکات در پریود های زمانی بسیار طولانی مدت رخ می دهد. برای مثال: دوره رقص محوری زمین P)) =۰۰۰‚۲۰ سال است.

با توجه به این که همه حرکات اجرام سماوی به یکدیگر انتقال پیدا می کنند؛ در نتیجه همه اجرام در کیهان هر یک در تعداد زیادی از حرکات مختلف یکدیگر در هر جهتی مشارکت دارند(برای مثال: انتقال حرکات زمین و ماه نسبت به یکدیگر). از جمله، حرکت در محورهای اصلی مطابق (شکل- ۳۲).

یکی از تاثیرات انرژی های تاریک ایجاد چرخش برای کلیه سیستم های مادی است. ضمن این که کیهان نیز خود یک سیستم مادی است. بنابراین، چرخش برای کیهان نیز می تواند امری ممکن و عملی باشد. تصور این که خلا چرخش ندارد، تصوری ممکن است. اما، فضا یک سیستم مادی است که دارای ساختار شبکه ای متشکل از بینهایت توری کشسان می باشد که درابعاد بسیار گسترده کیهان می تواند پیچش و چرخش داشته باشد. در این صورت در مسیر حرکت انرژی متراکم به غیر متراکم و تا پایان کیهان که این روند کامل می شود و کیهان به مرگ خود نزدیک می شود، می تواند این مسیر در چرخشی بزرگ رخ دهد که البته به واسطه عظیم بودن شعاع این چرخش نیاز به زمان های میلیارد ها سال باشد و بدیهی است که با زمان های کوتاه زمینی چنین چرخش بزرگی را متوجه نشویم. در جهان دو قطبی:

  • کیهان هم محدود است و هم لایتناهی. زیرا با توجه به این که در هنگام بیگ بنگ اندازه کیهان در حد یک ذره به شعاع طول پلانک بوده که پس از آن متورم شده است، بنابراین، نمی تواند حجمی نامحدود پیدا کند و حجم و ابعاد آن باید در جایی خاتمه پیدا کند.
  • همان عاملی که یک بار باعث شده تا اندازه کیهان بسیار کمتر از اندازه یک اتم شود، باز هم کیهان را پس از انبساط بحرانی، به سوی انقباظ بحرانی بر خواهد گرداند.
  • اصل: وجود دو نوع هوشمندی در عرصه کیهان نشان می دهد که اساس طراحی کیهان بر طبق اصول تضاد و دو قطبیت، نسبیت، عدم قطعیت و مجاز بودن صورت گرفته و در نتیجه، هیچ حرکتی به طور کامل یک طرفه و یک سویه نیست و همه چیز در آن، دوره ای و رفت و برگشتی است و پایان موهوم و خاتمه بی سرانجام از این دو نوع هوشمندی متقابل بعید است.
  • اصل: کیهان تابع قانون تغییر است و همه عوامل اصلی و فرعی تشکیل دهنده آن مانند فضا، زمان، انرژی(موج، حرارت، نور و…) متغیر هستند.

چرخش کیهان و مرز کیهان

مهمترین مکانیزم برگشت مجدد کیهان به سوی تکرار ایجاد سیاهچاله بزرگ، وجود پدیده ای است که تحت عنوان فرضیه«چرخش کیهان» مطرح می شود که جداگانه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

از این منظر با توجه به این که چرخش یک قاعده فراگیر برای همه اجرام است و سیاهچاله خود نیز درگیر چرخش با سرعت بسیار زیاد(حدود نصف سرعت خطی نور) می باشد و چرخش تحت تاثیر نیروی تاریک جزء جدانشدنی کیهان می باشد. بنابراین، همه کیهان نیز بعد از بیگ بنگ تحت تاثیر انفجار بزرگ از یک طرف و چرخش سیاهچاله از طرف دیگر و این که همه کیهان نیز خود یک سیستم مادی است، باید تابع این اصل بوده و دارای یک چرخش محوری پیچیده باشد. این چرخش باعث می شود تا کیهان مطابق(شکل- ۳۳) دارای مرز و لبه بیرونی بوده و در محاصره«هیچ» بیرونی قرار داشته باشد. بنابراین، فرضیه بازگشت به سوی انفجار بزرگ بعدی با این مکانیزم قابل توجیه می باشد.

 همانطور که در شکل-۳۳ دیده می شود، مطابق فرضیه«چرخش کیهان»، سیر برگشت همه انرژی های غیر متراکم با سرعت نور از لبه بیرونی کیهان به سمت مرکز فرضی بیگ بنگ به شعاع فرضی R و تحت تاثیر انرژی تاریک امکان پذیر می باشد:

تنفس کیهان:

 با توجه به این که درست به هنگام بیگ بنگ، کیهان مچاله شده و فضای محصور کننده آن دارای ابعاد و اندازه بسیار محدود و در حد یک ذره بوده، می توان نتیجه گرفت که از یک توده محدود، امکان یک کیهان نامحدود نمی رود. در نتیجه، در انتها نیز کیهان نمی تواند نامحدود باشد. بنابراین، کیهان در یک محدوده و در مرزهای مشخصی دچار انقباض و انبساط می گردد و تنفس کیهان محدوده مشخصی دارد. در این صورت فضا نیز دارای یک کشسانی ماکزیمم خواهد بود که از آن بیشتر امکان کشیده شدن آن وجود ندارد. ضمن این که در انتهای عمر کیهان و رسیدن فضا به حداکثر کشسانی آن، نیرویی هم برای گسسته شدن آن وجود نخواهد داشت. زیرا، در انتهای چرخه کیهان:

  • حرارت کیهان در حدود صفر مطلق خواهد بود و این به معنی تمام شدن کل انرژی کیهان و رسیدن به تاریکی مطلق می باشد.
  • نیرویی متمایل به خروج از لبه کیهان که عمود بر دایره کیهان باشد، وجود ندارد و موج های غیر متراکم در جهت مماس بر این دایره قرار می گیرند. ضمن این که هیچ انرژی متراکمی در کیهان که بخواهد از توری های فضا خارج شود هم وجود نخواهد داشت و فضا به طور کامل یک دست و بدون هرگونه اعوجاجی خواهد بود(در این حالت جرم کیهان نیز صفر خواهد بود).
  • در انتهای چرخه و در لبه کیهان هیچ گونه تنشی ناشی از برخورد موج متراکم به توری های فضا در کل کیهان وجود نخواهد داشت(مرگ کامل کیهان).

نکته مهم: همه هستی در «هیچ» شناور می باشد و در اصل جدا کردن محدوده های «هیچ» تحت عنوان «هیچ پایه» و «هیچ نهایی» به هیچ وجه با حقیقت منطبق نیست. فقط در واقعیت به فهم موضوع کمک می کند. در اصل، «هیچ» در وحدت مطلق قرار دارد و قابل تجزیه و تفکیک نمی باشد.

بنابراین، با توجه به توضیحات بسیار مختصر فوق: