رشته تحقیقاتی جدید

به نام خدا با سلام و نثار دعای خیر

گاهی در مردود دانستن عرفان کیهانی حلقه، افرادی اقدام به اظهار نظرهایی ظاهرا از نگاه علمی نموده و مدعی می شوند که عرفان کیهان حلقه و زیر مجموعه های آن جزء علم نیستند و درواقع شبه علم می باشند. پس نباید که اظهار نظرهای علمی کند و اگر چنین کاری را انجام میدهد،  حتما قصد دارد تا خود را علمی جا زده و فریبکاری کند و… از جمله این دسته مطالب، اخیرا مقاله ای منتشر شده که در آن منتقد به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ اشاره نموده و مدعی شده که علت این که در عرفان حلقه، من به «اصل عدم قطعیت» اشاره کرده ام این است که:

اولا) بنده قصد دارم عرفان حلقه را علمی جا بزنم و از این طریق به نوعی سوء استفاده کنم و… 

ثانیا) با اشاره به اصل عدم قطعیت، قصد دارم اینگونه وانمود کنم که چون هیچ چیزی در جهان قطعیت ندارد، پس عرفان حلقه را نیز که علمی نیست توجیه نموده و بگویم به همین علت برای اثبات مطالب مطرح شده در آن، کسی از من دلیل و برهان نخواهد و

در پاسخ به این محقق محتم مطالب بسیار مختصر ضمیمه جهت شفاف ساز ی مباحث مورد بحث ، تقدیم می گردد (ضمن اینکه به اینگونه افراد نیز توصیه میگردد قبل از انتشار چنین مطالب بی پایه و اساسی، حداقل یک مطالعه کلی از موضوع مورد نقد خود داشته باشند. چرا که یکی از ایراداتی را که این منتقد محترم به بنده وارد نموده این است که حرفه من فیزیک نیست. در حالیکه خود این منتقد محترم هم بدون داشتن هرگونه اطلاعی از عرفان و بویژه عرفان حلقه، اظهار نظر قطعی نموده است):

عرفان حلقه و دنیای علم

در عرفان کیهانی حلقه و شاخه های زیر مجموعه آن به ویژه در«کیهان شناسی شعور ی» هر کجا از ترمینولوژی هایی استفاده می شود که در دنیای علم مطرح شده است، به طور کلی از طرح آن اصطلاحات، معنا و منظور دیگری را دنبال می کند و آنرا از منظر متفاوتی مورد بررسی قرار می دهد که به طور کلی و اساسی با علم رایج متفاوت است. این موضوع را هر کس که حتی مقدمه عرفان حلقه را مطالعه کرده باشد، به آن پی برده و از آن اطلاع دارد .

عرفان حلقه هرگز ادعایی مبنی بر منطبق بودن با علم رایج را نداشته حتی خود را شبه علم هم معرفی نکرده است (زیرا تعاریف و چارچوب دنیای عرفان به طور کامل مشخص است و افتخاری برای آن به حساب نمی آید که بخواهد خود را«علم» جا بزند زیرا دنیای «علم» دنیای محدودی است. ولیکن برخی از مطالب مطرح  شده در حوزه «عرفان» که کارایی عملی و تجربی دارند (مانند فرادرمانی و سایمنتولوژی) ،که لازم است ثابت شود میتواند برای اثبات آن به غیر از کسب تجارب عادی از معیارهای علمی نیز بهره گرفته شود)، بلکه نظریات و فرضیه های مطرح شده در آن را (بیش از ۱۰۰ نظریه و فرضیه جدید در حوزه های پزشکی، درمان، روانشناسی، کیهان شناسی و…) تا کنون ارائه نموده که بسیاری از آنها در خلال حداقل چهار دهه گذشته در معرض تست و آزمایش عمومی قرار گرفته و حقانیت خود را در تجارب عملی عمومی به اثبات رسانیده است. از این منظر اکثریت نظریات مطرح شده در این عرفان دارای تعاریف صرفا مختص به خود می باشد که وجه تشابه چندانی با علم رایج ندارد. اصطلاحاتی مانند اصل عدم قطعیت، نسبیت، هیچ ، جهان های موازی)وهمچنین جهان های موازی همگن و ناهمگن، مجاور، متوالی( مجاز، حیات و  …که با تعاریفی که در عرفان حلقه ارائه شده ،به هیچ وجه در دنیای علم مطرح نیستند و یا لااقل از این منظر به آنها هرگز نگاه نشده است و این واژه ها در عرفان حلقه با مفاهیم و منظورهایی کاملا متفاوت با دنیای علم مورد طرح و بررسی قرار میگیرند که مختص به خود می باشند

 در اینجا به برخی از این وجه تمایزها بین مکتب «عرفان حلقه» با «علم» رایج اشاره می شود

· در عرفان حلقه، «کیهان» مجازی دانسته میشود. این بدان معنی ست که  «کیهان» مانند تصویری در آینه می باشد و وجود خارجی ندارد. بنابراین

کیهان به دلیل مجازی بودن تابع اصل عدم قطعیت می باشد به این معنی که وجود آن دارای قطعیت نیست (این موضوع ارتباطی به اصل عدم قطعیت هایزنبرگ که در همین مقاله مورد بحث قرار خواهد گرفت، ندارد. در واقع، هیچ مخلوقی دارای قطعیت نیست و تنها خالق است که قطعیت دارد.) 

کیهان تابع اصل نسبیت است با این معنا که هم هست و هم نیست و یا فقط تحت شرایطی«هست» محسوب میشود و تحت شرایط دیگری «نیست» تلقی میشود (در حالیکه این خلاف منطق است. زیرا، در منطق یک چیزی یا هست و یا نیست. ولی از این منظر هر مخلوقی هم هست و هم نیست. در ضمن این موضوع هیچ ارتباطی به نسبیت خاص و عام انیشتین نیز ندارد.(

· عامل ایجاد کیهان ،شعور یا آگاهی و یا هوشمندی است که نه ماده است و نه انرژی و در اصل ماده و انرژی از شعور ایجاد شده اند.

با این توضیحات مطابق (شکل- ۵)، در هرلحظه سه عنصر در جهان هستی مادی موجود است: شعور (یا هوشمندی یا آگاهی) ، ماده و انرژی. 

با توجه به اینکه مطابق شکل فوق، این سه عامل قابل تبدیل شدن به یکدیگر هستند، بنابراین اصل بقای ماده و انرژی از این منظر زیر سوال میرود و لازم میشود که در کیهان تحت شرایطی ماده و انرژی به آگاهی یا شعور تبدیل  شده و مفقود شوند و یا برعکس

· حیات در کیهان موجودیت مستقلی داشته که نه ماده است و نه انرژی که موجودات به اصطلاح زنده فقط آشکار کننده های آن هستند و نه ایجاد کننده حیات. به عبارتی دیگر حیات ناشی از موجود زنده نیست بلکه تحت شرایطی حیات آشکار میشود و موجود زنده به عنوان آشکار کننده حیات عمل می کند. حیات در کیهان به دو نوع حیات تاریک و حیات روشن تقسیم می گردد (این تعاریف برای اولین بار و کاملا مختص به خود است(. 

· هستی شامل بینهایت جهان های موازی همگن و ناهمگن، جهان های مجاور و متوالی می باشد (این موضوع به طور کلی با بحث جهان های موازی در دنیای علم متفاوت است(. 

· «هیچ»، در عرفان حلقه دارای مفهومی بسیار متفاوت و گسترده می باشد و به منظور«هست غیر قابل تعریف» تلقی میشود (بسیار متفاوت تر از آنچه که در دنیای علم مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.) 

· عرفان کیهانی با دیدگاه نرم افزاری به کیهان، و انسان و… نگاه میکند و به دنبال ایجاد تحول و انقلاب نرم افزاری در نگاه
به انسان و کیهان می باشد

· عرفان کیهانی به غیر از اکوسیستم زمینی، اکوسیستم کیهانی را نیز مطرح نموده است (اکوسیستم کیهانی فقط مختص به عرفان کیهانی است(

· 

نکته : هرگونه رویکرد شناختی عرفان حلقه مانند، انسان شناسی (و طب های مکمل آن، فرادرمانی و سایمنتولوژی)، کیهان شناسی و… همگی بر اساس  «علم شهودی » از شعور و آگاهی صورت میگیرد و نه بر اساس تحقیقات ، مشاهدات، و بررسی ها ی میدانی. به این طریق که قبل از اینکه تجربه ای باشد، آگاهی آن در عرفان حلقه مورد بررسی قرار میگیر د (درست بر خلاف دنیای علم(

روشهای تحقیق و بررسی در عرفان حلقه عرفان حلقه برای اثبات دیدگاه ها و نظریات خود از چند طریق و روش بهره میگیرد که عبارتند از

۱.      استفاده از علم رایج برای ارائه دلایل اثبات نظریات خود مانند : اثبات نظری مجاز بودن کیهان

۲.      اثبات عملی و تجربی تاثیر میدان های شعوری مختلف در آزمایشگاه بر روی انسان، گیاه، حیوان، میکروارگانیزم، سلول و مولکول با کمک ابزارها و شاخص های علمی (این بخش به علت این که در زمینه اثبات شعور می باشد که نه ماده و نه انرژی است  و به علت اینکه موضوع مورد آزمایش که همان شعور می باشد در حال حاضر فاقد هرگونه تعریف قابل قبول برای دنیای علم است مقاله های مربوط به آن برای محافل علمی در حال حاضر با معیاره ای استاندارد آنها همخوانی ندارد در نتیجه از پذیرش آنها نیز خودداری میشوددر حالیکه نتایج حاصله کاملا با اصول علمی تهیه شده است (.  

· اثبات عملی و تجربی تاثیر میدان های شعوری مختل ف در محی ط بر رو ی انسان، گیاه، حیوان به صورت موردی و بررسی نتایج آن با کمک ابزارها ، شاخص ها و معیارها ی علمی.  

· اثبات عملی و تجربی تاثیر میدان های شعوری مختلف در چارچوب پروپوزال های علمی تحت کنترل و بررسی و تحقیقات بر روی نمونه های تحت آزمایش آزمایشگاه بر روی انسان، گیاه، حیوان با کمک ابزارها و شاخص های علم ی و ارائه مقالاتی که با معیارهای علمی نشان دهنده نتیجه تحقیقات مورد نظر میباشد.

· استفاده از علم شهودی و فراهم کردن امکان درک شهودی مطالب برای افراد آموزش دیده

· طرح مسایلی که در حال حاضر امکان اثبات آنها از هیچ طریقی وجود ندارد و صرفا به صورت فرضیه و ارائه دلایل طرح آن فرضیات مطرح می شوند تا در آینده امکان بررسی بیشتر آنها فراهم گردد (مانند وجود عوالم دیگر .)

بررسی جهان های موازی و …در عرفان حلقه و در دنیای علم

جهان های موازی در دنیای علم با توجه به رفتار دوگانه (موج ذره) و نتیجه ای که از مثال گربه شرودینگر گرفته شد که باعث شکل گرفتن فرضیه  جهان های موازی شده است . بر طبق این فرضیه هر وقت قرار باشد تصمیمی اتخاذ و یا اندازه گیری شود و …در آن لحظه دو جهان مختلف بر سر راه انسان قرار دارد که به موازی یکدیگر جریان دارند که بازهم متعاقبا با هر تصمیم او دوباره با جهان های دوگانه موازی دیگری مواجه خواهیم بود که این موضوع تا بینهایت ادامه خواهد داشت

اما تعریف جهان های موازی (همگن و ناهمگن) در عرفان حلقه به طور کامل با این تعریف متفاوت است و بینهایت جهان موازی یکدیگر چه بصورت همگن و یا به صورت ناهمگن در هر لحظه وجود دارند که از طریق تکنولوژیکی به آنها راهی وجود ندارد (اگر راهی باشد در آن صورت جزء همین جهان محسوب می شود). گذشته از جهان های موازی بر حسب تعاریف موجود در ساختار و مهندسی کلی هستی (که کیهان ما فقط یکی از بینهایت جهان های ممکن در آن است) بینهایت جهان های مجاور و متوالی نیز وجود دارند

نتیجه- ۱: ترمینولوژی و اصطلاحاتی که در عرفان حلقه مورد بحث قرار میگیرد به طور کلی با ترمینولوژی دنیای علم متفاوت است.  یعنی میتوان گفت: دنیای علم به طور کامل با چنین تعاریف و قابلیت هایی به طور کامل بیگانه است و فقط میتوان نتیجه گرفت که دنیای علم، به تدریج به دنیای عرفان نزدیک تر میشود و آنطور که در مباحث آتی بحث خواهد شد، در آینده مباحث عرفان حلقه، علم و فلسفه با یکدیگر به وحدت موضوع می رسند و آنطور که مورد بررسی قرار خواهد گرفت هر یک از منظری خاص پشتیبان نظریه تبیین کیهان را ضمن حفظ وحدت بر عهده خواهد داشت و سمت  و سوی بررسی و تحقیق آنها با یکدیگر همسو خواهند شد و… حلقه مفقوده این امر در قبول نظریه «شعور» است که در آن صورت چهره علم و فلسفه تغییر خواهد کرد و به طرز اجتناب ناپذیری به دامان عرفان کشیده خواهند شد

تعریف کلی« اصل عدم قطعیت هایزنبرگ»

در مکانیک کوانتومی بر اساس اصل «عدم قطعیت هایزنبرگ» نمیتوان در مورد پدیده ها با قطعیت کامل اظهار نظر کرد و نتیجه اندازه گیریها و آزمایشهای مختلف بوسیله نظریه احتمال تعبیر میشود.

در خصوص اهمیت نظریه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ به ذکر مقدمه ای می پردازم . در اوایل قرن نوزدهم، موفقیت نظریه های علمی باعث گردید که برخی از علمای آن زمان  به این باور برسند که کیهان  به طور کامل تابع جب ریست علمی. با این معنی که چارچوب جبر حاکم بر کیهان را قوانین علمی تعیین میکنند. به این معنا که اگر موقعیت و وضعیت کیهان در لحظه معینی از زمان، کاملا معلوم باشد، میتوان با کمک قوانین علمی، وضعیت آن را در زمان های بعدی نیز براحتی پیش بینی نمود

این نظریه، پا را از این هم فراتر گذاشته و آنرا به کل پدیده ها از جمله رفتار بشر صادق دانست (نظریه لاپلاس) و مدعی پیش بینی همه پدیده ها از جمله رفتار انسان گردید و اینکه همه پدیده های کیهان قابل پیش بینی هستند. این ادعا در مکانیک کلاسیک تا حدودی بدیهی و عادی به نظر میرسید .بنابراین، با وجودی که این اندیشه با تفکرات دینی در تناقض کامل بود ،اما مدت های مدیدی توانست شالوده  افکار علما و اهل علم آن زمان باشد و در نتیجه، تنها فرض مورد قبول دنیای علم آن روزگار شد.

اما طولی نکشید که انسان به درون اتم راه پیدا کرد و پس از اینکه جهان زیر اتمی کشف شد و خاصیت دوگانه موج- ذره، مشاهده گردید، مشخص شد که بررسی جهان ماکرو (عالم بزرگ) میتواند بدون هرگونه تاثیر پذیری از ما و یا لوازم آزمایش با دقت انجام شود (مانند ستاره شناسی) اما در مقیاس میکروکازمیک (زیر اتمی)، هرگز نمی توانیم تاثیر ناشی از وسایل اندازه گیری و ناظر را که منجر به آشفتگی و اختلال میشود، نادیده گرفت . به عبارت ساده تر در تجربیات روزانه، میتوانیم هر پدید های را مشاهده کنیم و خواص آن را اندازه بگیریم، بدون آنکه پدیده مورد نظر را تحت تاثیر قرار دهیم .اما در دنیای اتم به علت کوچکی بیش از حد اندازه ها هرگز نمیتوانیم اختلال و آشفتگی را که حاصل از دخالت دادن وسایل اندازه گیری است، مورد بررسی قرار دهیم. در واقع، ناظر و وسیله اندازه گیری بخش بسیار مهمی از روند بررسی هر پدیده زیر اتمی را تشکیل میدهد. زیرا دراین مقیاس، اندازه انرژیها به حدی کوچک است که هر
گونه اندازه گیری با هر اندازه دقت و آرامش می تواند آشفتگی های بسیاری در سوژه مورد آزمایش ایجاد کند. بنابراین، نمیتوان مطمئن بود که نتایج اندازه گیری واقعا آنچه را در نبودن وسایل اندازه گیری روی میداد، بتواند به درستی توصیف کند. در نتیجه، ناظر و وسیله اندازه گیری یک قسمت بسیار مهم پدیده مورد بررسی هستند. به عبارت دیگر، هرگز نمی توانیم دنیای اتم را بدون ایجاد اختلال و آشفتگی در آن مورد بررسی و آزمایش قرار دهیم. یعنی برای آنکه بتوانیم وضعیت ذره را دقیقتر محاسبه نماییم، باید از نوری با طول موج کوتاهتر استفاده کنیم و در این صورت انرژی هر کوانتوم نور افزایش یافته و در نتیجه، سرعت ذره بیشتر دستخوش تغییر می شود. یعنی برای مثال: تعقیب الکترون بدون متاثر ساختن مسیر حرکت آن تقریبا غیر ممکن است و همین امر سبب ایجاد یک عدم قطعیت در مشاهدات ما می گردد. این بدان معناست که هرچه بخواهیم مکان ذره را دقی قتر اندازه بگیریم، دقت اندازه گیری سرعت آن کمتر می شود و بالعکس

اصل عدم قطعیت به نتایج دیگری نیز منجر شد از جمله این که کاربرد همزمان توصیفهای موجی و ذر های در مورد یک ذره مادی مانند فوتون غیرممکن است. در صورتی که یکی از این دو توصیف را انتخاب کنیم، توصیف دیگر کنار گذاشته میشود.  اما از نتایج درخشان اصل عدم قطعیت هایزنبرگ، پایان بخشیدن بر نظریه لاپلاس بود که در این نظریه این گونه مطرح شده بود که همه پدیده ها قابل پیش بینی علمی هستند، حتی رفتار انسانبنابراین، اصل عدم قطعیت هایزنبرگ دربرگیرنده شالوده های اصلی و خواص بنیادین و اجتناب ناپذیر کیهان بوده که از آن هیچ راه گریزی نیست. این نظریه به طرز باور نکردنی راه را برای ورود آمار و احتمال به دنیای علم باز کرد به طوری که انیشتین در مقابل آن به مخالفت گفت«خدا تاس بازی نمیکند» و با این گفته آنرا به اشتباه رد کرد

اما از دید عرفان حلقه: ضمن اینکه اصل عدم قطعیت هایزنبرگ مورد قبول است که آمار و احتمال را وارد حیه بررسی ساز و کار کیهان نموده است و از طرف دیگر گفته انیشتین را هم قبول دارد که خداوند تاس نمی اندازد و آمار و احتمال نقشی در یک حرکت سازمند و هدفمند و کاملا مهندسی شده ندارد. این خود یک پارادوکسی بزرگ است .یعنی از این دیدگاه هر دو نظری که با یکدیگر در تضاد هستند، مورد قبول است.در پاسخ به این معما از منظر عرفان حلقه می توان گفت

از بعد ظاهری کیهان شناسی و شناخت ذره وابسته به «آمار و احتمال» است. اما از منظر بعد پنهان و یا شعوری کیهان (دیدگاه عرفان حلقه)، هیچگونه احتمالی وجود ندارد و آنچه را که در کیهان رخ می دهد شانسی و راندوم نیست. بلکه ابعادی است مدیریتی که شعور و آگاهی حاکم بر کیهان و اجزای آن اعمال میکند که از نظر دیدگاه علمی و انسانی، آن فاکتورها و ابعاد ،«آمار و احتمال» تعیین کننده وقوع آن پدیده ها محسوب می شوند. در حقیقت، «آمار و احتمال» همان مداخله ای است که توسط شعور و هوشمندی صورت گرفته که در نتیجه، فاکتورها و معیارها یی توسط این بخش پیاده می شوند که با روابط صرف ماده و انرژی قابل توضیح نیستند. این موضوع در واقع بیان میکند که در کیهان عوامل غیرمادی و غیرفیزیکی نیز وجود دارند که کیهان و اجزای آن از عوامل فوق تاثیر می گیرند؛ از جمله اکوسیستم کیهانی و اکوسیستم زمینی، حیات تاریک و روشن و… این موضوع در آزمایشگاه و انجام کارهای تحقیقاتی تجربی قابل اثبات علمی هستند که با آمار معنادار، تاثیر بخش غیرمادی کیهان ثبت و ضبط می شوند و از این طریق قابل اثبات علمی هستند

نتیجه -۲: این تحقیق و بررسی نیاز به رشته مستقل جدیدی دار د که با چارچوب های مشخص و معین این وظیفه را به عهده داشته باشد که بتواند «آمار و احتمال» را با زبان شعوری توضیح داده و بخش غیر فیزیکی کیهان (غیر مادی) را به اثبات برساند تا معلوم شود که هر حرکتی در کیهان هوشمندانه بوده و «در حقیقت تابع احتمال نیست ولی در واقعیت از احتمال تبعیت میکند». به عبارتی دیگر

پر کردن این شکاف از منظر عرفان حلقه، نیاز به رشته  دیگری دارد که نقش آن مطالعه تحقیقاتی بخش غیر مادی کیهان باشد (که نه ماده است و نه انرژی). موضوع شعور(آگاهی یا هوشمندی) در سرلوحه این تحقیق و بررسی قرار
دارد. بنابراین، در اینجا برای اولین بار این رشته را که نقش تحقیق و بررسی بخش غیر مادی کیهان را به عهده دارد، با نام Sciencefact معرفی می گردد.

این رشته جدید پدیده های کیهان را با دو رویکرد عمده مورد تحقیق و بررسی
قرار می دهد

۱.      تحقیق و بررسی بخش غیر مادی کیهان (آنچه را که نه ماده و نه انرژی است مانند: شعور، آگاهی، هوشمندی، حیات و(….

۲.      اثبات بخش غیرمادی کیهان که قابل تعریف نیست (نه ماده است و نه انرژی)، اما میتواند مفروض بوده و با معیارهای علمی قابل اثبات هستند (مانند تاثیر میدان  های شعوری بر انسان، حیوان ،گیاه، میکروارگانیزم ،سلول و مولکول.)

این بحث به امید خدا ادامه دارد

با آرزوی توفیق الهی 

محمد علی طاهری

۹۸/۱۱/۱۹ – ۸ فوریه ۲۰۲۰